اعترافات عجیب 3 نفر درباره یک قتل ، قتل رازآلود مرد مبل ساز

به گزارش وبلاگ ویراپارس، قتل مردی جوان که جسدش یک سال پیش کنار خیابانی در تهران پیدا شد، یک مرد و زوج جوانی را به اتهام قتل وی راهی زندان نموده اما این جنایت همچنان در هاله ای از ابهام قرار گرفته است.

اعترافات عجیب 3 نفر درباره یک قتل ، قتل رازآلود مرد مبل ساز

به گزارش وبلاگ ویراپارس به نقل از رکنا، 15 اردیبهشت سال گذشته مردی با اورژانس تماس گرفت و مدعی شد دوستش خونین در کنار جدول خیابان افتاده است و با مرگ دست و پنجه نرم می نماید.

این تماس مأموران اورژانس را راهی محل کرد و آنها با جسد مردی روبرو شدند که مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آثار چاقو روی بدنش دیده می شد. به دنبال تأیید مرگ مرد جوان از سوی اورژانس و باتوجه به مشکوک بودن ماجرا، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد.

بدین ترتیب تیم جنایی وارد عمل شد و در آنالیز های اولیه و تحقیق از شاهدان دریافتند که سرنشینان یک خودرو سمند بژ که دو مرد و یک زن بودند، مرد جوان را در آنجا رها نموده اند. یکی از شاهدان پیروز شده بود شماره پلاک سمند را یادداشت کند و همین موضوع سرنخ اصلی را به دست تیم تحقیق داد.

  • با سیروس در کمپ آشنا شدیم

با شماره پلاکی که کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت در دست داشتند، هویت صاحب خودرو شناسایی و مرد جوان دستگیر شد.

وی گفت: مدتی قبل به خاطر اعتیاد در یک کمپ بستری شدم و در آنجا با سیروس آشنا شدم. سیروس مدعی بود که اعتیاد ندارد و یکی از دوستانش به نام سجاد برایش پاپوش درست نموده است. آن طور که سیروس تعریف کرد، آنها در یک رویه کوبی مبل کار می کردند و بعد از مدتی باهم به اختلاف اقتصادی برخورده بودند. درنهایت شریکش با ترفند اینکه او معتاد است، سیروس را به کمپ ترک اعتیاد می اندازد.

  • نقشه انتقامگیری

سیروس چند روز بعد ترخیص شد و من هم بعد از بیرون آمدن از کمپ با سیروس تماس گرفتم. او به من گفت می خواهد از سجاد انتقام بگیرد و به یاری من احتیاج دارد. روز حادثه، طبق نقشه قبلی به همراه سیروس و همسرش به سراغ مقتول رفتم. محل کار او حوالی ماهدشت کرج بود و قرارمان این بود که سجاد را به کمپ منتقل کنیم. اما سجاد همراه ما نیامد و به همین دلیل با زور او را سوار ماشین کردیم. در راه سجاد و سیروس باهم دعوایشان شد و بعد هم سیروس از من خواست خودرو را نگه دارم. حال سجاد بد شده بود و او را در کنار خیابان رها کردیم. من نمی دانم چه اتفاقی افتاد که سجاد حالش بد شد.

با ادعای عجیب راننده سمند، دستور بازداشت سیروس و همسرش صادر شد. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه زن و مرد جوان در ارومیه شناسایی شده و پس از هماهنگی های قضایی زوج جوان دستگیر شدند.

  • ادعای بی گناهی

زوج جوان که به اداره آگاهی پایتخت منتقل شدند، در تحقیقات راننده را عامل قتل معرفی کردند. همسر سیروس گفت: سجاد شریک کاری شوهرم بود اما سر او را کلاه گذاشته و شوهرم می گفت با سندسازی اموال و سرمایه اش و حتی کارگاه مبل سازی را به نام خودش تصاحب نموده و او را به کمپی برده تا سر فرصت نقشه هایش را اجرا کند.

سیروس وقتی از کمپ خارج شد، گفت با مردی به نام مجتبی که همان صاحب سمند بژ بود درکمپ آشنا شده است. آنها باهم تصمیم گرفتند که سجاد را بربایند و بعد از کتک زدن او را به کمپ تحویل دهند. آن روز شوهرم و مجتبی به زور سجاد را ربودند و داخل ماشین سمند مجتبی انداختند. در بین راه او می خواست فرار کند که نشد و آنها چند بار او را کتک زدند. اما شوهرم قاتل نیست. مجتبی دوست شوهرم دست به جنایت زد. سیروس نیز گفته های همسرش را تأیید کرد و گفت: مجتبی که همدستمان بود سجاد را با چاقو زد.

شریکم را درحالی که زخمی بود به کمپ بردیم اما مسئولان کمپ حاضر نشدند او را پذیرش و بستری نمایند. آنها گفتند سجاد زخمی است و الان نمی توانند او را با چنین وضعیتی پذیرش نمایند. ما هم قصد داشتیم برگردیم که یکدفعه حال سجاد بد شد، همه ما ترسیده بودیم. به پیشنهاد همسرم با اورژانس تماس گرفتیم و او را نیمه بی هوش در کنار خیابان رها کردیم.

  • بعد هم به خانه مجتبی رفتیم. زمانی که مجتبی در آشپزخانه سرگرم پختن غذا بود، دست به سرقت طلا و دلارهایی که در کمد خانه اش بود زدیم و بعد متواری شدیم. چون می دانستیم که پلیس در تعقیب ماست و به زودی گیر می افتیم، به ارومیه رفته طلاها و دلارها را فروختیم و خانه ای اجاره کردیم. بعد از چند روز هم از مرگ سجاد و دستگیری سیروس باخبر شدیم.با اعتراف زوج جوان، تحقیقات درخصوص این جنایت به دستور بازپرس جنایی ادامه دارد.
منبع: همشهری آنلاین

به "اعترافات عجیب 3 نفر درباره یک قتل ، قتل رازآلود مرد مبل ساز" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "اعترافات عجیب 3 نفر درباره یک قتل ، قتل رازآلود مرد مبل ساز"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید